على بن حسين واعظ كاشفى
437
رشحات عين الحيات ( فارسي )
پيش استادى كه او نحوى بود * جان شاگردش ازو نحوى شود باز استادى كه او محوى بود * جان شاگردش ازو محوى شود آدمى را از آن جهت كه استعداد تأثر تمام از « 1 » همنشينان حاصل است مأمور به اين امر شده است ، كدام عمل با كششى كه از حق سبحانه به بركت صحبت اين طايفه واقع شود مقاومت تواند كرد ، جذبة من جذبات الحق توازى عمل الثقلين مؤيد اينست . رشحه : در كلمه لا إله الا الله مىفرمودند كه بعضى « 2 » اكابر ، ذكر « 3 » لا إله الا اللّه را ذكر عام گفتهاند و ذكر الله را ذكر خاص و ذكر هو را ذكر خاص الخاص « 4 » و حال آنكه ذكر لا إله الا الله ذكر خاص الخاص مىتواند بود ، زيرا كه تجليات حق سبحانه را نهايت نيست و در آن صورت هرگز تكرار ، متصور نى ، پس در هر آنى نفى صفتى مىكند و اثبات صفتى ، پس ابد الآبدين از نفى و اثبات خلاص نباشد . رشحه : مىفرمودند كه « 5 » معنى لا إله الا الله پيش بعضى كه اللّه اسم ذاتست من حيث هى ، آن تواند بود كه لا إله نيست إله كه عبارت از مرتبه الوهيت است ، يعنى ذات « 6 » مع الصفات الا الله مگر ذات بحت معرى عن الكل « 7 » اين معنى را پر از خود دور نمىبايد داشت ، زيرا كه در زمان « 8 » خلو دل از اغيار ، مشهود سر جز ذات مقدس هيچ نيست و اين به نسبت مبتديان خواجه عبد الخالق قدس اللّه « 9 » تعالى سره ميسر است ، فهم من فهم ، « 10 » بانگ دو كردم اگر در ده كس « 11 » است ، و در همين معنى مىفرمودند كه مبتديان طريق « 12 » خواجه بهاء الدين را قدس اللّه تعالى سره در اول قدم ، چاشنى از غيب هويت
--> ( 1 ) - چپ : ( از ) ندارد ( 2 ) - مج ، چپ : كه بعض ( 3 ) - مى : ( ذكر ) ندارد ( 4 ) - مى : ذكر خاص و حال ( 5 ) - مى : مىفرمودند كسى لا إله ( 6 ) - مج : ( ذات ) افتاده ( 7 ) - مج : ( عن الكل ) افتاده ( 8 ) - مج : ( در زمان ) ندارد ( 9 ) - مج : چپ : قدس سره ( 10 ) - چپ : مصرع : بانگ ( 11 ) - مج : در ده كسى است ( 12 ) - بر : طريق خواجه عبد الخالق و خواجه بهاء الدين را